خرید بک لینک
بعضیا اینقدر نفرت انگیزن که وقتی هم بهشون فکر میکنی غبار نفرتشون میاد میشینه رو سینه ت و نمیذاره نفس بکشی. چه برسه به اینکه عکساشونو ببینی چه برسه به اینکه بخوای باهاشون حرف بزنی میدونم نباید اینطوری فک کنم ولی خب ... هذ کسی کم و کاستی داره. میگن زما

برچسب: نویسنده: باربد فدایی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:50

مهمترین علت جهت شاد بودن روح مرحومی اعمال خودش است. کسی که در طول عمر راضی نبوده خرده نانی از داراییش به مستحقی برسد، خیرات کردن بعد مرگ ایشان سودی نخواهد داشت. کسی که انسان پلیدی بوده، دفن کردنش در مجاورت اماکن مذهبی خیری به ایشان نخواهد رساند. و حت

برچسب: نویسنده: باربد فدایی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:50

عمر بگذشت به بی حاصلی و بوالهوسی ای پسر جام میم ده که به پیری برسی بعد مثلا عمر حافظ که بی حاصلی بگذشته باشه عمر ما به عن گذشته است بهار آمد و بوی عنبر آورد در واقع باستی ذکر شود اینجا منظور این بوده است که بهار آمد و بوی عن بر آورد عن در امیدواری عن

برچسب: نویسنده: باربد فدایی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:50

ورثرغنه فرشته ی انتقام جوی میترا بوده سوار لر گردونه ای با ۴ اسب سفید که سم های پیشین طلایی و سم های پسین نقره ای هستند دارن میان که به خوبان پاداش بدهند و دهان بدان را سرویس کنند. میترا خدای نور و باروریه بعد میاد کسایی که بد بودند رو با فقر وبدبخت

برچسب: نویسنده: باربد فدایی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:50

غمگین ترین حالت اینه که هیچکس جواب سوال های منو نمی دونه هیچ کس هیچ کس هیچ کس

برچسب: نویسنده: باربد فدایی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:50

تولدت مبارک منگلستان من

اگه زاییده بودمت الان میشد 15 سالت

4 سال دیگه میگذشت همسن من میشدی وقتی ایجادت کردم

من میتونستم الان نوه داشته باشم حتی

ولی بچه هم ندارم

و اصلا هم پشیمون نیستم ازین قضیه

همین که یک چیزی ایجاد کردم و خاطرات خوش اون سالهای بی خیالی همراه با بوی کولرآبی میاد کافیه

کاش میشد بچه های قدیم رو پیدا کرد

چه روزگاری داشتیم

برچسب: نویسنده: باربد فدایی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:50

در خودم تنها نشسته بودم و نوری نبودآخرین مولکول های اکسیژن را به ریه هایم فرستادم و فضا را از کربن مونوکسید اشباع کردم.نمیخواستم بمیرمانبوهی از ریسمان و گره که مثل ریشه، روز به روز افزون تر میشد دورم تنیده بود.فقط راهی نیاز بود تا از خود عبور کنمب

برچسب: نویسنده: باربد فدایی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:50

صفحه بندی